تبليغاتX
بسیج مدرسه عشق

چرا دعای بی‌نمازها مستجاب می‌شود؟

دعا

 

روزی یکی با ناراحتی تمام انگار که از من طلبکار باشد جلوی مرا گرفت و بعد از کلی مقدمه چینی گفت: برای برآورده شدن حاجتی چند سالی است كه من و همسرم با نذر كردن و خواندن نمازهای مستحبی و توسل به ائمه علیه‌السلام دعا می‌كنیم، مستجاب نمی‌شود، اما افراد بی نماز و حتی شراب خوار دعا می‌كنند برآورده می‌شود. این مسئله باعث می‌شود كم كم ایمان خود را از دست بدهیم. ما را راهنمایی كنید.

وقتی که حسابی حرفهایش را زد. گویا که دلش خالی شد و آرام گرفت. و قرار شد که جوابی برایش بفرستم.

امروز جوابش را آماده کرده ‌ام و می‌خواهم برایش ارسال کنم ولی گفتم قبل از‌ آن به شما نشان دهم تا نظرتان را بگویید

خواهش می‌کنم چند دقیقه‌ای وقت بگذارید و این نوشته را بخوانید و اظهار نظر کنید.

با کمال تشکر از شما دوست عزیز

حسین عسگری

باسمه تعالی

گاهی خداوند وقتی بنده مؤمنی را دوست داشته باشد، اجابت دعای او را به تأخیر می‌اندازد. در حدیث است كه خداوند استجابت دعا بنده مؤمن خود را به تأخیر می‌اندازد، به خاطر آن كه صدای او را دوست دارد و می‌خواهد بنده بیش تر به درگاهش الحاح و اصرار كند.1 چون تأخیر در اجابت سبب تكرار دعا می‌شود و در نتیجه باعث تقویت نیروی روحی و ایمان دعا كننده می‌گردد. اما فاسق را چون دوست ندارد، فورا اجابت می‌كند تا دعا را تكرار نكند و ضمنا حجت تمام می‌شود و در قیامت نتواند احتیاجی نماید.

ناله مؤمن همی داریم دوست گو تضرّع كن كه این اعزز اوست

حاجت آوردش زغفلت سوی من آن كشیدش، موكشان تا كوی من

گر بر آرم حاجتش او را رود هم در آن بازیچه مستغرق شود

امام صادق علیه‌السلام می‌فرماید: «بنده ای كه دوست خداست، وقتی حادثه ای برایش رخ می‌دهد، به درگاه خدا دعا می‌كند. خداوند به فرشته ای كه موكل بر اجابت اوست می‌فرماید: حاجت بنده ام را برآور، ولی در آن شتاب مكن كه من میل دارم صدا و آواز را بشنوم. اما بنده دشمن خدا وقتی دعا، خداوند بر فرشته موكل به آن حاجت دستور می‌دهد: حاجتش را زود برآورید و در برآوردن آن شتاب كنید. كه من خوش ندارم صدا و آواز او را بشنوم».2

تأخیر در اجابت سبب تكرار دعا می‌شود و در نتیجه باعث تقویت نیروی روحی و ایمان دعا كننده می‌گردد.

گاهی دعا به اج

برچسب ها :

نوشته شده در //ساعت توسط | نظر دهيد

احادیث نماز

مگر نماز «جعفرطیّار» می خوانی؟

معراج مؤمن

پیامبر (ص ) : الصلوة ، معراج المؤمن

نماز، معراج مؤمن است .

( کشف الاسرار، ج 2، ص .676 سرالصلوة ، ص 7، اعتقادات مجلسی ، ص 29 )

 

نماز نور مؤمن

پیامبر (ص ) : الصلوة نور المؤمن

نماز نور مؤمن است .

( شهاب الاخبار، ص .50 نهج الفصاحه ، ص 396 )

 

نشانه ایمان

پیامبر (ص ) : علم الایمان الصلوة

علامت و نشانه ایمان نمازاست .

( شهاب الاخبار، ص 59 )

 

نماز ستون دین

پیامبر (ص ) : الصلوة عماد دینکم

نماز، پایه و ستون دین شماست .

( میزان الحکمه ، ج 5، ص 370 )

 

تقرب به وسیله نماز

امام کاظم (ع ) : افضل ما یتقرب به العبد الی الله بعد المعرفة به ، الصلوة

بهترین چیزی  که بنده بعد از شناخت خدا به وسیله آن به درگاه الهی  تقرب

پیدا می کند، نماز است .

( تحت العقول ، ص 455 )

 

پرچم اسلام

پیامبر (ص ) : علم الاسلام الصلاة

نماز، پرچم اسلام است .

( کنز العمال ، ج 7، ص ,279 حدیث 1887 )

 

نماز وسیله تقرب مؤمن

پیامبر (ص ) : ان الصلوة قربان المؤمن

همانانماز خواندن وسیله نزدیکی مؤمن به خداست .

( کنز العمال ، حدیث 18907 )

 

نماز و پایه های دین

امام باقر (ع ) : بنی  الاسلام علی خمس : الصلوة و الزکوة و الصوم و الحج و الولایة

اسلام بر روی پنج پایه بنا شده است : نماز، روزه ،زکات ، حج ، ولایت .

( کافی ، ج 2، ص 17 )

 

اهل بیت (ع) و اقامه نماز

امام حسین (ع ) : "الذین ان مکنا هم فی الارض اقاموا الصلاة " قال : هذه فینا اهل البیت

(در تفسیر آیه ) "کسانی که اگر ما به آنها در زمین قدرت و حکومت دهیم ،

نماز را به پا می دارند" فرمود: این در مورد ماخاندان اهل بیت است .

( بحار الانوار، ج ,24 ص 166 )

 

نماز آخرین توصیه انبیاء

امام صادق (ع ) : احب الاعمال الی الله - عز وجل - الصلوة و هی اخر وصایا الأنبیاء

نماز، بهترین کارها نزد خداوند و آخرین وصیتهای پیامبران الهی  است .

( میزان الحکمة ، ج 5، ص 397 )

 

جایگاه نماز

پیامبر (ص ) : موضع الصلوة من الدین کموضع الرأس من الجسد

جایگاه نماز در دین ، مانند جایگاه سر در بدن است .

( کنز العمال ، ج 7، حدیث 18972 )

 

سیمای دین

امام علی (ع ) : لکل شی ء وجه و وجه دینکم الصلاة

هر چیز دارای سیماست ، سیمای دین شما نماز است .

( بحار الانوار، ج ,82 ص 227 )

 

وصیت امیرالمؤمنین (ع )

امام علی (ع ) : الله ، الله فی الصلوة ، فانها عموددینکم

خدا را، خدا را درباره نماز، چرا که ستون دین شماست .

( نهج البلاغه ، نامه ها، ص 47 )

 

کلید بهشت

پیامبر (ص ) : الصلوة مفتاج الجنة

نماز کلید بهشت است .

( نهج الفصاحه ، حدیث 1588 )

 

تداوم نماز و انتظار

پیامبر (ص ) : لا یزال العبد فی صلوة ما انتظر الصلوة

بنده مادام که منتظر نماز است در حال نماز است .

( نهج الفصاحه ، ص ,527 حدیث 2538 )



برچسب ها : احادیث , نماز

نوشته شده در 1388/4/1ساعت توسط | نظر دهيد

آداب عید نوروز

1- غسل، پوشیدن لباس تمیز و زدن عطر:

امام صادق(ع) می‏فرماید: «هنگامی که نوروز آمد، غسل کن ونظیف‏ترین لباسهای خود را بپوش و با خوشبوترین عطرها خود رامعطر ساز. (23)

2- روزه داری برپایی نماز و یاد خدا با تکبیر و تهلیل:

امام ششم(ع) فرموده‏اند: «چه خوب است که در این روز، روزه‏دارباشی!» (24)

دستور چهار رکعت نماز، سجده شکر و دعای مخصوص این روزدر روایتی ارجمند از معصوم(ع) نقل شده است.

استغفار و توبه، یاد خدا با تکبیر و تهلیل (لااله الاالله) ازدیگر آداب روز عید است که معصوم(ع) بدان سفارش فرموده است.همانگونه که رسول خدا (ص) فرمودند:

«زینوا اعیادکم‏بالتکبیر» عیدهای خود را با آهنگ زیبای تکبیر بیارایید. (25)

3- آراستگی ظاهری; پیراستگی باطنی

امام زین العابدین(ع)فرمودند:

همه شما باید در روز عید زینت نموده و غسل کنید و آرایش‏نمایید و از دعاهای وارد شده در آن به قدر توان و فرصت‏بخوانید... و مبادا کاری کنید که چهره ظاهر شما زیبا و عمل ورفتار شما پست و زشت‏باشد. (26)

پیشوای هفتم، امام باقر(ع) در باره‏آیه «خذوا زینتکم عند کل مسجد» چنین می‏فرماید:

یعنی‏لباسهایی را که بدانها خود را زینت می‏کنید در روزهای جمعه وعید برای نماز بپوشید. (27)

4- دادن هدیه و بر پایی جشن و شادمانی

یکی از یاران امام‏صادق(ع) از حضرت در باره مرد ثروتمندی پرسش نمود که در روزمهرگان یا عید نوروز مردم به او هدیه می‏دهند اما او در عوض‏احسانی نمی‏کند.

امام فرمود: «آیا آنها اهل نماز هستند؟» گفتم: آری

حضرت‏فرمود: «هدیه آنها را باید بپذیرد و او نیز در مقابل برای‏آنها هدیه‏ای بفرستد.» (28)

برخی سخنان اهل بیت(علیهم السلام)سرپرستان خانه‏ها را به سخاوت و گشایش در زندگی در ایام عیدفرا خوانده تا خاطره‏ای شیرین و به یاد ماندنی برای اهل خانه‏به جای ماند و حالت جشن و شادی پیدا کند. روزی شهاب به امام‏صادق(ع) عرض می‏کند:

«حق زن بر شوهرش چیست؟»

حضرت می‏فرماید: «... هر میوه‏ای که‏مردم از آن می‏خورند باید به اهل بیتش بخوراند و خوراکی را که‏مخصوص ایام عید است و در غیر ایام به آنها نمی‏رساند، در ایام‏عید برای آنان تهیه کند.» (29)

و در سخن دیگر امام رضا(ع) فلسفه‏این عمل را این گونه می‏فرماید:

«سزاوار است که مرد بر عیالش‏توسعه و گشایش دهد تا آرزوی مرگ او را نکنند. (30)

5- دید و باز دید:

حضور در شادیها و مشکلات مسلمانان ازدیگر آداب عید نوروز، دیدار برادران و خواهران مسلمان و آگاهی‏از شادیها و اندوههای دیگران است.همانگونه که معصوم(ع) فرمود:

«هو یوم الفیروز و کان یوم علیه لهم یجتمع الیه الناس ...» (31) این روز، نوروز است که مردم در آن اجتماع دارند و همدیگر راملاقات می‏کنند تا...

حضرت رسول(ص) با اشاره به مراسم عیدفرموده‏اند:

دختران و زنان پرده‏نشین خود را بگویید تا روزهای عید در جمع‏مسلمین و خطبه و دعای عید حاضر شوند. (32)

در نهج البلاغه اشاره به‏خروج مردم از خانه‏ها و اجتماع آنان در مصلای شهر جهت عبادت ودیدار همدیگر دارد. (33)

افزون بر روح پرستش، روحیه بخشش نیز درایام نوروز و دیگر اعیاد ارزشمند و حتی ضروری است. همان گونه‏که بلال با دستور رسول الله(ص) در عید فطر صدقه‏های زنان،دستبندهای بزرگ و کوچک و گوشواره‏های آنان را جمع‏آوری می‏نمودتا به مصرف مسکینان و فقرا برسانند.

آری، فرخنده باد نوروز بر آگاهان و بیداران که در گستره شادی‏خود، دیگران را سهیم می‏کنند و «یاران در انتظار» را با ریزش‏سخاوت خود لبخند شادمانی می‏بخشند که این روزها نیز می‏گذرد وشادیها و شیونها پایان می‏پذیرد و سر انجام کتیبه اعمال ماآینه انسانیت و صحیفه سرنوشت ما خواهد بود.



برچسب ها : اداب , عید , نوروز

نوشته شده در 1388/1/4ساعت توسط | نظر دهيد

خواندن قران
با اتصال تجهیزات پزشکی بر روی جمجمه تعدادي غيرمسلمان که برخي از آنها از بیماری‌های روانی در رنج بودند، پس از گذشت مدتی از تلاوت قرآن، دستگاه‌های روان‌سنجی که به مغز آنها متصل بود نشان از کاهش فشارهای روانی بر روی این افراد داشت.

به گزارش ابنا، در یک تحقیق علمی در امریکا که روز گذشته منتشر شد، ثابت گردید که تلاوت قرآن اثری شگرف بر حالت مزاجی فرد دارد و نقش عمده ای در کاهش مشکلات و بیماریهای روانی ایفا می‌کند.

در یک تحقیق علمی که بر روی اثرات خواندن قرآن بر روح و روان انسان از سوی یکی از دانشگاه‌های امریکا به انجام رسید، ثابت شد که تلاوت قرآن کریم می تواند بر کاهش استرس و اضطراب تاثیر داشته باشد.

در این رابطه «دکتر رجب عبدالکریم بریسالی» روانپزشک و استاد دانشگاه در ايالات متحده آمریکا، در مصاحبه با روزنامه "عکاظ" چاپ عربستان سعودی تصریح کرد: «در تحقیقی که بر روی تعدادی از غیرعرب‌زبانان آمریکایی صورت گرفت،  تلاوت آیاتی از کلام الله مجید برای آنان، موجب نتایج عجیبی بر سلامتي آنان شد».

وی افزود: «با اتصال تجهیزات پزشکی بر روی جمجمه این افراد که بعضا از بیماری‌های روانی در رنج بودند، پس از گذشت مدتی از تلاوت قرآن، دستگاه‌های روان‌سنجی که به مغز آنها متصل بود نشان از کاهش فشارهای روانی بر روی این افراد داشت. ضمن اينكه هیچ کدام از آنها نیز مسلمان نبودند». 

این روانپزشک در ادامه گفت: «این تاثیر ناگهانی و کاهش یکباره مشکلات در این افراد، نتیجه جالبی بود که در نظیر آن را در هیچیک از درمان‌های روانی نمی‌توان یافت».

وی با اشاره به آیه شريفه "ألا بذكر الله تطمئن القلوب" تأکید کرد: «با تکمیل تحقیقات در این زمینه می‌توان به جرأت گفت شنیدن قرآن تاثیری شگرف و مستقیم بر کاهش استرس‌ها و بیماری‌های روانی دارد».
  مولاى مؤ منان حضرت امام على عليه السّلام فرمود:
«خيارُكم مَن تعلّم القرآن و علّمه »(231)
بهترين و با ارزش ترين شما در ميان جامعه آن كسى است كه قرآن را فرا گيرد و به ديگران تعليم دهد؛ چرا كه هم خود با قرآن ماءنوس است و اهل قرآن است ، و آن را مى خواند و بهره مى برد و هم آن را به ديگران مى آموزد.
گر تو گل نيستى آخر به جهان خار مباش گر محبت ننمايى تو ستمكار مباش
گر ندارى به ضعيفان تو سر مرحمتى به ضعيفان تو دگر در پى آزار مباش
نيستى گر تو چو زنبور كه شهدت نوشند بارى اى دل تو دگر عقرب جرّار مباش
مولاى خوبان علام امير المؤ منين حضرت على عليه السّلام وقتى از حقوق فرزندان به عهده ى پدر و مادر دفاع كرده و آنها را بيان مى كند، و اين حقوق را جزو وظايف مهم آنان نسبت به فرزندانشان قلمداد مى كند چنين مى فرمايد:
«..فحقّ الولَد على الوالد اءن يحسّن إ سمَه ،
و اءن يحسّن اءدبه ،
و اءن يعلّمه القرآن ؛»(232)
اما حق فرزندان به عهده ى پدر و مادر سه حق است :
1. اسم نيكويى برايشان انتخاب كنند،
2. آنان را نيكو تربيت كنند،
3. قرآن را به آنان تعليم دهند.
آن حضرت در اين كلام ، سه موضوع بسيار حساس و سازنده و سرنوشت ساز را جزو حقوق فرزندان انسان به حساب آورده است كه پدران و مادران بايستى انجام دهند.
اولا به مسئله ى نام گذارى اشاره كردند، چرا كه نام هر شخصى گوياى فرهنگ اوست . نام نيكوى اسلامى بيانگر فكر و انديشه ، منش و روش آن خانواده و آن شخص است .
ثانيا به مسئله ى تربيت آنان اشاره فرمود، چرا كه رشد و ترقى و شكوفايى همه ى استعدادها و نيروهاى همه ى موجودات عالم به ويژه انسان به تربيت آنها بستگى دارد.
مسئله ى تربيت به قدرى مهم است كه رسول خدا فرمود:
«اءنا اءديب اللّه و علىُّ اءديبى »(233)
من حاصل تربيت خدايم و على محصول تربيت من است .
يعنى رسيدن به اين همه مراحل فضل و كمال و طىّ درجات الهى انسان و به دست آوردن آن همه عزت و عظمت در نظام هستى در سايه ى تربيت است .
ثانيا مسئله ى تعليم و آموزش قرآن را مدّ نظر قرار داده و آن را جزو حقوق اسلامى معرفى مى كند، چرا كه نوجوان در ابتداى نوجوانى و زندگى با قرآن رابطه و انس برقرار مى كند. روشن است كه قرآن چراغ راه و مايه ى رشد فكر و انديشه و كسب كمال و معنويت و فضيلت او خواهد بود.
ثواب عظيم تعليم قرآنتعليم قرآن و اداى اين حق بزرگ نسبت به فرزندان به قدرى بزرگ و با عظمت است كه براى پدر و مادر هم اجر و ثوابى عظيم در پيشگاه خداوند خواهد بود.در اين قسمت كلام بلند و آسمانى رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آلهِ و سلّم روشنگر دلها است كه فرمود:
«مَن علّم ولده القرآن فكانّما حجّ البيت عشرة اءلف حجّة ،
و اعتمر عشرة اءلف عمرة ،
و اعتق عشرة اءلف رقبة من وُلد إ سماعيل عليه السّلام ،
و غزا عشرة اءلف غزوة ،
و اطعم عشرة اءلف مسكين مسلم جائع ،
و كاءنّما كسا عشرة اءلف عار مسلم ،
و يُكتب له بكلّ حرف عشرة اءلف حسنات ،
و يُمحىُ عنه عشرة اءلف سيّئات ،
و يكون معه فى قبره حتّى يُبعث ،
و يثقّل ميزانه ،
و يتجاوز به على الصّراط كالبرق الخاطف ؛»(234)
اگر كسى به فرزندش قرآن شريف را تعليم دهد، گويى ده هزار حج انجام داده است ، و نيز ده هزار عمره بجا آورده است ، و ده هزار بنده از فرزندان اسماعيل عليه السّلام را آزاد كرده است ، و ثواب شركت در ده هزار جنگ را - كه به دفاع از اسلام بوده است - به او مى دهند،
و نيز گويى ده هزار گرسنه را سير كرده است ،
و ده هزار برهنه ى مسلمان را پوشانده است ،
و به هر حرفى كه از قرآن به فرزندش ياد داده شده است ، ده هزار حسنه به او عطا مى كنند، و در نامه ى عمل او نوشته مى شود،
و ده هزار سيئه و گناه را از نامه ى عمل او محو مى كنند،
و در قبر و عالم برزخ با آن كتاب آسمانى محشور است تا روز قيامت ،
و نيز در روز قيامت ، هم سبب سنگينى كفه ى ترازوى اعمال نيك او مى شود، و هم باعث مى شود تا او از پل صراط همانند برق جهنده عبور خواهد كرد.
گاهى به انسان چيزى مى بخشند و خوشحالش مى كنند، اين بخشش خوب است ولى مشكلاتش را حل نمى كند، اما گاهى هم چيزى مى بخشند و هم مشكلاتش را حلّ مى كنند، اين عمل ارزش زيادى دارد، در اينجا هم حسنه مى دهند، و هم گناهان او را محو كرده و مى بخشند و هم از نامه ى اعمالش ‍ قلم مى گيرند، راستى كه چه ارزش عظيمى و چه ثواب فراوانى براى آن پدر و مادرى كه به فرزندانشان قرآن تعليم دهند، يعنى نفس ارتباط پيدا كردن و ارتباط دادن نسل جوان به قرآن اين قدر اهميت دارد.
الهى چنان كن سرانجام كار تو خوشنود باشى و ما رستگار
قرآن كه فرستاده ى حى ازلى است در او همه احكام و قوانين جلى است
نه عيب در اسلام و نه قانون خداست هر عيب كه هست از مسلمانى ماست
اثر قرآن در بالا بردن مقامات معنوى انسانبعضى ها در طول زندگى يك سرى توفيقات خوبى به دست مى آورند؛ مثلا يك زمانى رابطه شان با مسجد خوب است ، در صله ى رحم موفقند، به عيادت مريض ها و ملاقات بستگان مى روند، و... تا يك مدتى اين گونه هستند، اما چند سالى كه گذشت ، آرام آرام سنگين مى شوند، در آن كارها سست شده و موفق نيستند، البته ممكن است اين حالت عوامل مختلفى داشته باشد، و شايد يك علت آن اين باشد كه وضع زندگى شان بهتر و درآمدشان بيشتر شده است ، و علّت ديگرش اين باشد كه تلاش و كارشان زياد شده و شغل هاى متعدد و درآمدهاى متنوعى پيدا كرده اند، و يا علّت ديگرى داشته باشد.
شايد دوستان و رفقاى خاصى پيدا كرده باشند كه روحيه ى آنان در اينان اين اثرات مخفى را گذاشته است .
به هر حال وقتى به آنان مى گويند: چرا به ياد دوستان و فاميل ها و... نيستيد؟ مى گويند: اى بابا، آن قدر گرفتار هستيم كه نمى رسيم .
اين افراد بايد بدانند كه يك توفيق الهى از دست شان رفته است . نبايد آن قدر خودت را گرفتار و مشغول دنيا بنمايى كه از كارهاى معنوى و آخرت عقب بمانى ، هر چيزى حدّى دارد، بعضى ها را خداوند در زندگى توفيق خوبى نصيب شان مى كند كه رابطه ى خوبى با قرآن پيدا مى كنند، در زندگى برنامه دارند، هم به كار، هم به عبادت ، هم به استراحت و تفريح و هم به واجبات و هم به مستحبات مى رسند، و با قرآن هم انس خوبى دارند و هر روز اول صبح تا قرآن نخوانند از خانه بيرون نمى روند و يا در آخر شب تا قرآن نخوانند نمى خوابند.
نقل شده است كه حضرت امام هشتم عليه السّلام هر سه روز يك ختم قرآن مى نمود.
اين يك توفيق بزرگ است ، چرا كه قرآن كلام خداست ، شما وقتى قرآن تلاوت مى كنيد در واقع كلام خدا را تكرار مى كنيد، براى شما نورانيت باطن ايجاد مى كند، اما متاءسفانه پس از مدتى به علل مختلف خداوند اين توفيق را از آنان مى گيرد، موفق نيستند به اين كارها و اعمال خوب و خواندن و انس با قرآن ، تمام قرآن و يا سوره اى از قرآن را بلد شده و يا حفظ كرده ، اما به علّت اين كه رابطه را قطع كرده و تكرار نمى كند فراموش كرده است .
پيامبر بزرگوار اسلام صلّى اللّه عليه و آلهِ و سلّم مى فرمايد: مصيبتى بدتر و بزرگتر از اين نيست كه يك مؤ من و مسلمانى قرآن را ياد گرفته و خوانده باشد، آن گاه ترك كرده و فراموشش كند.
«عُرضَت علىّ الذّنوب فلم اءصِب اءعظم مِن رجل حمّل القرآن ثمّ تركه »(235)
تمام گناهان بر من عرضه گرديد، و ديدم گناه و مصيبتى عظيم تر و بزرگتر از اين نيست كه مردى حامل قرآن بوده باشد و آن را ياد گرفته و خوانده باشد، اما بعد آن را ترك كرده و فراموش نمايد.
«ابو بصير» از ياران خوب امام صادق عليه السّلام نقل مى كند كه آن بزرگوار در اين مورد فرمود:
«مَن نسى سورة من القرآن مثّلت له فى صورة حسنة و درجة رفيعة ،
فإ ذا راءها قال : مَن اءنت ما اءحسنك ليتك لى !
فتقول : اءما تعرفنى ؟ اءنا سورة كذا و كذا،
لو لم تُنسنى لَرَفَعتُكَ إ لى هذا المكان ؛»(236)
اگر كسى يك سوره از قرآن را ياد گرفته است و آن گاه فراموش كند، يك زمانى آن را مى خواند و حالا رها كرده است ، آن سوره قرآن به شكل خيلى زيبا و قشنگى در مى آيد، در يك درجه و مقام خيلى بالايى . انسان وقتى آن قيافه ى زيبا را فرداى قيامت مى بيند، مى گويد: عجب قيافه ى زيبا و عجب مقام والايى ! شما كيستى ؟ كاش مال من بودى ؟ آن صورت زيبا و نورانى و قشنگ مى گويد: مرا نمى شناسى ؟ من سوره اى هستم كه ياد گرفته بودى ، اگر فراموشم نكرده بودى الآن براى تو بودم و اينك تو را به اين مقام رفيع و اين جايگاه بلند و بالا مى رساندم .
از بركت جمهورى اسلامى به قدرى سفره ى بركت قرآن گسترده شده است كه بچه ها فرزندان خردسال ما هم نه تنها با قرآن رابطه دارند، بلكه برخى حافظ بعض قسمت ها و يا تمام قرآن هستند.
عمرى از ما و شما سپرى شد و موفق نشديم ، حال فرصت را غنيمت شمرده و قبل از اينكه از اين دنيا برويد، چند آيه از قرآن ياد گرفته و حفظ كنيد، بهتر است از اينكه هيچ ندانى و چشم از اين جهان بربندى .
به راستى اگر انسان شصت سال عمر كند، در واقع عمر مفيدش بيست سال است ؛ چون بيست سال كه خواب است و بيست سال هم دوران كودكى و نوجوانى و جوانى است كه سرگرم بازى و غرور و در آخر هم غرائز و شهوات فرصتى نمى دهد، و در اين بيست سال عمر مفيد كه داريم چه كرديم ؟
چه مى كنيم ؟
و چه خواهيم كرد؟
مولوى چه خوب مى سرايد كه :
بيدار شو اى دل كه جهان مى گذرد وين مايه ى عمر رايگان مى گذرد
در منزل تن مخسب و غافل منشين كز منزل عمر كاروان مى گذرد
آيا خواندن قرآن وقت خاصى دارد؟انسان مؤ من هر زمان قرآن بخواند، برايش ثواب و فضيلت و اجر دارد، اما وقت هاى خاصى هم هست كه خواندن قرآن از ثواب و فضيلت بيشترى برخوردار است . همانطور كه مكان در فضيلت يكسان نيست ، و زمين مسجد بر ساير زمين ها فضيلت و آبروى بيشترى دارد و در ميان مسجدهاى شهر، مسجد جامع ارزش و فضيلت بيشترى بر ساير مسجدها دارد، و در روى زمين ، خانه ى كعبه در مكه و مسجد النّبى در مدينه ، بر همه ى مسجدها برترى دارند، همانطور كه مكانها و زمين ها با هم فرق دارند، و برخى نسبت به يكديگر برترى دارند، زمان ها هم يكسان نيستند.
در ميان اوقات هفته ، شب و روز جمعه ، و در ميان ماه ها شب ها و روزهاى رمضان از فضيلت و ارزش برترى بهره مندند؛ لذا معروف است كه مى گويند: دعاى كميل را در شب جمعه بخوانيد. دعا، هميشه دعاست و مى شود در همه وقت خواند، ولى اين دعا را بايد در شب جمعه بخوانيد، يا دعاى سمات را مى فرمايند عصر جمعه بخوانيد و زمان مشخص كرده اند و در آن زمان يك فضيلت ويژه اى دارد.
خواندن قرآن هم همين طور است در تمام سال خواندن قرآن فضيلت دارد و سازنده است ، اما در ماه مبارك رمضان خواندن قرآن با هيچ ماهى قابل مقايسه نيست .
«جابر» از حضرت امام باقر عليه السّلام نقل كرده است كه در اين مورد تعبير بسيار زيبا و بلندى دارد و مى فرمايد:
«لكلّ شى ء ربيع ، و ربيع القرآن شهر رمضان »(237)
هر چيزى براى خود بهارى دارد و بهار قرآن ، ماه مبارك رمضان است .
امام هشتم حضرت رضا عليه السّلام فرمود:
«مَن قرءَ فى شهر رمضان آية مِن كتاب اللّه عزّوجلّ كان كمن ختم القرآن فى غيره من الشّهور؛»(238)
اگر كسى در ماه مبارك رمضان آيه اى از قرآن شريف را بخواند، ثوابش به اندازه اى است كه در غير ماه مبارك رمضان يك ختم قرآن كرده باشد.
تلاوت قرآن در مكان ويژهدر مكان هاى ويژه نيز تلاوت قرآن فضيلت بيشترى دارد، مثلا اگر همين قرآن در جايگاه ويژه اى نظرى مكّه خوانده شود فضيلت و ثوابش عظيم تر و بزرگتر است .
حضرت امام باقر عليه السّلام فرمود:
«مَن ختم القرآن بمكّة لم يمت حتّى يرى رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آلهِ و سلّم ، و يرى منزله مِن الجنّة ؛»(239)
هر كسى قرآن را در مكّه ختم كند، نمى ميرد تا اينكه اولا پيامبر رحمت عليه السّلام را در هنگام جان دادن و احتضار زيارت كند، ثانيا جايگاه خود را در بهشت مى بيند.
وقتى از پيامبر بزرگوار اسلام از بهترين فرد در ميان مردم سؤ ال مى كنند، جواب زيبايى مى دهد. به كلام بلند مرتبه ى رسول خدا عنايت كنيد:
«سُئِلَ رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آلهِ و سلّم اءىّ النّاس ‍ خير؟
قال : الحال المرتحل ،
اءى الفاتح الخاتم الذى يفتح القرآن ، و يختمه فله عنداللّه دعوة مستجابة ؛»(240)
از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آلهِ و سلّم سؤ ال شد بهترين انسان كيست ؟
آن بزرگوار فرمود: كسى است كه قرآن را از اول شروع كرد تا آخر قرآن را ختم مى كند و چنين شخصى منزلت و مقامى در پيشگاه خدا پيدا مى كند و آن اينكه «مستجاب الدّعوه » مى شود، هر دعايى بنمايد اجابت مى گردد.
پناهگاه استوار انسانقرآن پناهگاه انسان در تمام لحظات زندگى است .
كتاب آسمانى ، قرآن كريم تنها كتابى است كه مى تواند در حساس ترين لحظات زندگى براى انسان آرامش ايجاد كند، انسان مؤ من در نشيب و فرازهاى زندگى گاهى احساس مى كند تنهاست ، اضطراب و استرس ، تشويش و نگرانى ، دلهره و ترس نامعلوم و مبهم شديدا روح او را فشار مى دهد. گاه به جايى مى رسد كه مى خواهد سكته كند. به هر سمتى و سويى رو مى كند احساس مى كند بن بست است ، در چنين لحظات حسّاس ، روايات اسلامى توصيه كرده است كه به قرآن پناه ببر، و قرآن را خوب بخوان ، و آرام آرام با جان تلاوت كن ، همان آيات روح بخش قرآن كريم در شما آرامش دل و روح ايجاد مى كند و شما را از تنهايى و اضطراب و نگرانى نجات مى دهد، روح اميد را در انسان تقويت مى نمايد.
در همين ارتباط پيام سازنده و روح بخش پيامبر بزرگوار اسلام را توجه كنيد كه پيامبر عزيز اسلام فرمود:
«إ ذا التبَسَت عليكم الاءمور كقطع الليل المظلم ، فعليكم بالقرآن ،
مَن جعله إ مامه قاده إ لى الجنّة ،
و مَن جعله خلفه ساقه إ لى النّار،
و هو اءوضح دليل إ لى خير سبيل ،
مَن قال به صدق ،
و مَن عمل به اُجِرَ،
و مَن حكم به عدَلَ؛»(241)
به هنگامى كه حكومت هاى جهان به شكم و شهوت و هواى نفس و منافع شخصى خود فكر مى كنند، و زمانى كه حقوق ضعفا و فقرا و محرومين پايمال مى گردد و آن گاه كه ثروتمندان بر ثروتشان افزوده و فقرا را فقيرتر مى كنند، و فريادهاى حق طلبانه را در هر گوشه اى برخيزد، در گلو خفه مى كنند، و چه بسا راه هاى انحرافى فراوان با رنگ هاى مختلف ، رنگ كرده و در برابر انسان ها باز مى كنند، و نسل جوان را با الفاظ به ظاهر قشنگ و با روش هاى تخديرى به دام انداخته و در لجنزار تفكرات مادى و شهوانى گرفتار مى كنند، و از زن به عنوان يك ابزار اقتصادى و مطامع سياسى در جهان استفاده مى كنند و زمانى كه قدرتمندان و زور مداران و زر اندوزان چون روباه مكّار با فريب و دروغ ملّت ها را به بازيچه گرفته اند، در چنين موقعيتى امر بر انسان مشتبه مى شود، حاله اى از ظلمت و تاريكى انسان را احاطه مى كند، در اين شرايط بر شما باد به قرآن و در پناه قرآن قرار بگيريد، كسى كه قرآن رهبر و جلودارش باشد، سرانجام كارش منتهى به بهشت است و كسى كه در چنين موقعيت از قرآن كريم فاصله بگيرد و به آن پشت كرده و روگردان شود، آتش جهنم و بدبختى در انتظار اوست .
قرآن كريم روشن ترين جهت و راهنماى انسان به سوى خير و سعادت است . كسى كه از قرآن سخن بگويد، راست گفته است و كسى كه به قرآن عمل كند رستگار است و كسى كه به قرآن حكم كند، عدالت و انصاف پيشه كرده است .
يكى از سفارشات اهل بيت يكى از سفارشات اهل بيت عليهم السّلام نسبت به قرآن اين است كه وقتى قرآن مى خوانيد با تدبير و دقّت و تفكر بخوانيد.
امام پنجم حضرت امام باقر عليه السّلام فرمود:
«اءلا لا خير فى قرائة ليس فيها تدبّر؛»(242)
به هوش باشيد كه خواندن قرآن اگر از روى تدبّر و دقت نباشد خيرى در آن نيست .
روزه تمرين مبارزه ى با نفس رسول خدا صلّى اللّه عليه و آلهِ و سلّم فرمود:
«و اذكروا بجوعكم و عطشكم جوع يوم القيمة و عطشه »(243)
به بركت روزه ى رمضان و به هنگام گرسنگى و تشنگى آن به ياد بياوريد، گرسنگى و تشنگى روز قيامت را.
هدف پيامبر عزيز و بزرگوار اسلام در اين فراز جالب از خطبه هاى درس آموز خويش اين است كه روزه ى ماه رمضان بايد وسيله ى اصلاح انسان بشود.
اين بيان زيبا، در حقيقت سخن بسيار پخته و بلندى است . در حقيقت مؤ من وقتى روزه مى گيرد، دارد مبارزه با نفس و خواهش هاى درونى خويش را تمرين مى كند.
در حال روزه گرسنه مى شود، بهترين غذا و ميوه در خانه آماده است . نگاه مى كند، و مى تواند بخورد، ولى ايمان و عقيده اش مانع است . نفس او مى گويد: بخور، ولى ايمان او مى گويد نخور، و او با نفس خويش مبارزه كرده و نمى خورد؛ پس ماه رمضان براى اين است كه مؤ منين در سايه ى تمرين و تلاش با خواهش هاى نفسانى خويش به وسيله ى روزه مبارزه كنند تا قدرت كنترل نفس را به دست آورند و در بقيه ى ماه هاى سال بتوانند از گناه كردن بپرهيزند.
همچنانكه روزه دار در ماه رمضان مواظبت مى كند كه دروغ نگويد تا روزه اش فاسد نشود. دارد تمرين مى كند به اينكه پس مى شود در بقيه ى سال هم مواظبت نمايد تا دروغى از او سر نزند.
پس روزه ى ماه مبارك رمضان بايد اين اثر را در انسان ايجاد كند و اگر اثر كرده است ، براى او سازنده و با بركت بوده است و گرنه اين اثر در روزه دار پديدار نشود، فقط صرف بستن دهان باشد و از خوردن و آشاميدن اجتناب گردد و وقتى هم ماه رمضان تمام شد، باز همان دروغ و تهمت و افترا و فحاشى و اذيت و آزار مردم تكرار شود، معلوم مى شود كه روزه ى اين فرد اثر سازندگى نداشت ، و اين آقا مبارزه با نفس را تمرين نكرد و آن قدرت را به دست نياورده است .
در آيات و روايات دينى شواهد زيادى داريم كه خداوند با يادآورى يك سرى ايّام عبرت انگيز گذشته مى خواهد انسان را كنترل و اصلاح كند و اين روزه در حقيقت يك تذكّر و يادآورى است . بايد تشنگى و گرسنگى آن يادآور اوضاع وحشتناك قيامت باشد و مؤ من از اين طريق بايد درس گرفته و خود را اصلاح كند. به عنوان نمونه به چند شاهد اشاره مى كنيم .
«اءوَلا يذكر الا نسان اءنّا خلقناه من قبل و لم يكن شيئا#»(244)
[آيا انسان بدون انديشه چنين مى گويد؟] و آيا [اين ] انسان به ياد نمى آورد كه ما پيش از اين ، او را آفريديم و چيزى نبود؟
آيا انسان فراموش كرد كه اصلا هيچ چيزى نبود، و ما به او زندگى و حيات داديم .
يعنى اى انسان ، تو در دل گل و گياه و در دل خاك بودى و ما تو را به اينجا رسانيديم ، مگر فراموش كردى ؟
حضرت امام على عليه السّلام بيان تكان دهنده اى دارد كه مى فرمايد:
«ما لابن آدم و الفخر؟
اءوّله نطفة ،
و آخره جيفة ،
و لا يرزق نفسه ،
و لا يدفع حتفه »(245)
براى فرزند آدم چه كارى است كه بخواهد فخر بفروشد و تكبر بو

ادامه مطلب


نوشته شده در 1387/12/24ساعت توسط | نظر دهيد



برچسب ها : تصویر

نوشته شده در 1387/12/20ساعت توسط | نظر دهيد

ددعا از دو جهت در فرج و ظهور نقش ایفا می نماید. یکی نقش و تأثیرات دعا و دیگری فضاسازی اجتماعی و فردی و آماده کردن فضا برای ظهور.

اول؛ نفس دعا:

دعا اثرات بسیار شگرفی بر زندگی انسان و روح و روان او دارد. دعا انسان را به خدا نزدیک می نماید. او را بنده خدا می کند. به او امید و تحرک می دهد. رابطه انسان با خدا مستحکم و قوی می گردد. و آثار و فواید بسیار دیگری که در این مقاله نمی گنجد. اما آنچه مهم است اثرات دعا بر فضاسازی جامعه برای آمادگی ظهور است که بدان می پردازیم.

دوم؛ فضاسازی فردی و اجتماعی:

دعایی که مورد نظر امام زمان علیه السلام است دعایی است که قابل اجابت باشد و الا دعاهای بی روح و بی محتوا تأثیر آنچنانی برای فرج ندارد.

لذا دعا کننده باید اول خویش را به درجه اجابت دعا برساند سپس دعا نماید. و آماده کردن شرایط دعا خود موجب آماده شدن شرایط ظهور می گردد که بدانها اشاره می کنیم:

1- معنوی شدن جامعه

از آثار مهم دعا معنوی شدن جامعه اسلامی است. جامعه ای که راز و نیاز و درخواست در آن متبلور است قطعاً جامعه ای است که معنویت در آن موج خواهد زد و این برای ساخت فضای ظهور بسیار مناسب خواهد بود.

2- شرایط برای اجابت دعا

هرکس که بخواهد دعایش مستجاب شود باید شرایط استجابت را در خود فراهم نماید که هرکدام در اصلاح جامعه نقش مهمی را ایفا می نماید. این شرایط عبارتند از:

الف) بنده خدا شدن

خداوند در قرآن کریم می فرماید: «إذ سألک عبادی عنی فأنی قریب اجیب دعوه الداع إذا دعان». برای استجابت دعا اول باید بنده خدا شد.

بنده خدا شدن یعنی انسان کاملا مطیع خدا شده و تمام کار و عملش در جهت جلب رضای او باشد. و این به تمام کارهای انسان جهت خدایی می دهد. درس خواندن، تدریس، پزشکی، مهندسی، صنعت و... همه در مسیر الهی قرار می گیرد و جامعه، جامعه ای الهی می گردد.

ب) اقتصاد حلال

در حدیث قدسی نقل شده است که خداوند متعال فرمود: من استجابت دعا را در روزی حلال قرار داده ام، مردم در سروصدا و گریه دنبالش می روند و به آن نمی رسند.

کسب روزی حلال، خود مقدمه اصلاحات گسترده ای در زمینه های اقتصادی و غیراقتصادی خواهد شد. گرانقروشی و کم فروشی و ربا و... به فراموشی سپرده شده و انسان برای کسب لقمه حلال سعی خواهد کرد که غش را از کار و... خالی نموده و در برابر حقوقی که از بیت المال می گیرد به نحو احسن کار انجام دهد. راننده تاکسی و... همه افراد با اصلاح کسب خود هم اصلاحات اقتصادی انجام داده و هم کار خود را به سوی اصلاح پیش خواهند برد.

منشأ بسیاری از مفاسد و گناهان در جامعه مسئله پول و اقتصاد است. ایجاد بازار ربا، کلاهبرداریهای آنچنانی، اختلاس، رشوه و... که چهره جامعه را سیاه نموده است، علت اصلی آن اقتصاد است. و وقتی انسان بداند که این حربه های ناسالم تأثیر منفی بر روند کار معنوی او دارد و آن را ترک کند تا لقمه حلالی بدست آورد، ریشه اصلی این مفاسد را قطع خواهد کرد.

ج) ترک گناه

دعای انسان گنهکار مستجاب نمی گردد. حضرت موسی علیه السلام از راهی می گذشت. مردی در حال سجده بود و دعا می کرد. حضرت رفت و برگشت و دید هنوز در حال سجده است و دعا می کند. عرض کرد: خدایا اگر من بودم دعایش را مستجاب می کردم. وحی آمد ای موسی، اگر تا آخر عمر در سجده باشد دعایش را مستجاب نمی کنم چون اهل گناه است.

لذا انسان برای استجابت دعایش چاره ای جز ترک گناه ندارد و این خود باعث می شود دامنه فساد و ظلم و گناه و... از جامعه جمع شده و جامعه ای سالم بوجود آید.

و پاک شدن گناه از سطح جامعه یعنی شستن تمام نابسامانی ها و کثافات از تابلوی زندگی. و آن وقت است که:

- خانواده ها، سالم خواهند شد

- جوانان و فرزندان، سالم خواهند شد

- در مدارس تبعیض بین فرزند پولدار و فقیر نخواهد بوده و دانش آموزان پاک اند

- در ادارات دیگر گناهی نیست و حق ارباب رجوع داده می شود

- فیلمهای مبتذل از جامعه پاک می شود

- بی حجابی و بدحجابی رخت برمی بندد

و...

د) اضطرار

خداوند در قرآن می فرماید: «أمن یجیب المضطر إذا دعاه و یکشف السوء». از شرایط استجابت دعا اضطرار است. رسیدن به این حالت، حالت استجابت دعا است و برای ظهور چاره ای جز ایجاد اضطرار نیست و آن هم باید ایجاد شود. معرفی امام زمان علیه السلام - فلسفه غیبت-، آثار وجود نازنین آن حضرت و ضرر هنگفتی که به مسلمین به خاطر غیبت می رسد خود ایجاد کننده حالت اضطرار است.

آیا می دانید امام زمان علیه السلام چقدر بخاطر غیبت ناراحتند؟

آیا می دانید اگر ظهور یک ساعت جلو بیفتد وضعیت بشر چقدر مطلوب خواهد شد؟

آیا می دانید تنها کسی که فقر را از دنیا جمع می کند، ظلم و بی عدالتی را بر می دارد، به انسان آزادی واقعی می دهد، به انسان کرامت و شخصیت می دهد، امام زمان علیه السلام است؟

آیا می دانید تنها با ظهور، دین در دنیا سیطره می یابد و و مدینه فاضله ایجاد می شود؟

آیا می دانید تنها با ظهور است که امنیت همه جا را می گیرد؟

اگر جواب این سؤالها دانسته شود حالت اضطرار واقعی پیش می آید و آن زمان ظهور است.

ه) فراهم کردن اسباب ظهور

در روایت نقل شده است که دعای بدون اسباب همانند تیر بدون کمان است. دعا کننده باید اسباب را نیز فراهم نماید. مثلا کسی که آرزو دارد در کنکور قبول شود باید تلاش کرده درس هم بخواند. کسی که منتظر فرج است و دعا می کند باید اسباب ظهور را هم فراهم نماید که اسباب ظهور اکثر آن مربوط به مردم است. چون علت اصلی غیبت عدم وجود انسانهای قدرشناس است. لذا برای ایجاد اسباب باید اقدامات زیر صورت گیرد:

1- ساختن فرد

افراد جامعه باید اول خویش را بسازند تا جزء یاران واقعی آن حضرت باشند. در روایت نقل شده که قدرت یاران امام زمان علیه السلام چهل برابر مردان امروزی است. این بدان معناست که یاران امام زمان علیه السلام در اکثر زمینه ها قدرتمندند. هم در زمینه علم و تکنولوژی و هم در زمینه اخلاق و تربیت فرزند و زندگی و...

2- ساختن و پرورش نیرو

انسان برای فراهم کردن اسباب چاره ای جز پرورش نیرو و هدایت دیگران ندارد و این تحرک عظیم اجتماعی بوجود خواهد آورد که هرکس به ساخت دیگری بپردازد. و جامعه تبدیل به مدرسه ای شود که همه سعی در ساخت و پرداخت هم دارند. و اینجاست که امربه معروف و نهی از منکر نیز تجلی یافته و جامعه ولائی آماده ظهور بوجود خواهد آمد.

و) ایجاد نشاط اجتماعی و کار

توکل بر خدا و امید به استجابت دعا از شرایط استجابت است. ایجاد روحیه توکل در یاران و منتظران امام زمان علیه السلام باعث قدرتمند شدن یاران و ساخته شدن یارانی شجاع، قوی و عزیز خواهد شد که به هیچ وجه زیر بار ظلم نرفته و هیچ هراسی به دل راه نداده و سایه الهی را روی سرخود ببینند.

و از سویی دیگر امید به استجابت دعا در انسان ایجاد نشاط نموده و روح او را صیقل داده و پویایی و تحرکی بزرگ برای ایجاد انقلابی عظیم بوجود خواهند آورد

دعا از دو جهت در فرج و ظهور نقش ایفا می نماید. یکی نقش و تأثیرات دعا و دیگری فضاسازی اجتماعی و فردی و آماده کردن فضا برای ظهور.

اول؛ نفس دعا:

دعا اثرات بسیار شگرفی بر زندگی انسان و روح و روان او دارد. دعا انسان را به خدا نزدیک می نماید. او را بنده خدا می کند. به او امید و تحرک می دهد. رابطه انسان با خدا مستحکم و قوی می گردد. و آثار و فواید بسیار دیگری که در این مقاله نمی گنجد. اما آنچه مهم است اثرات دعا بر فضاسازی جامعه برای آمادگی ظهور است که بدان می پردازیم.

دوم؛ فضاسازی فردی و اجتماعی:

دعایی که مورد نظر امام زمان علیه السلام است دعایی است که قابل اجابت باشد و الا دعاهای بی روح و بی محتوا تأثیر آنچنانی برای فرج ندارد.

لذا دعا کننده باید اول خویش را به درجه اجابت دعا برساند سپس دعا نماید. و آماده کردن شرایط دعا خود موجب آماده شدن شرایط ظهور می گردد که بدانها اشاره می کنیم:

1- معنوی شدن جامعه

از آثار مهم دعا معنوی شدن جامعه اسلامی است. جامعه ای که راز و نیاز و درخواست در آن متبلور است قطعاً جامعه ای است که معنویت در آن موج خواهد زد و این برای ساخت فضای ظهور بسیار مناسب خواهد بود.

2- شرایط برای اجابت دعا

هرکس که بخواهد دعایش مستجاب شود باید شرایط استجابت را در خود فراهم نماید که هرکدام در اصلاح جامعه نقش مهمی را ایفا می نماید. این شرایط عبارتند از:

الف) بنده خدا شدن

خداوند در قرآن کریم می فرماید: «إذ سألک عبادی عنی فأنی قریب اجیب دعوه الداع إذا دعان». برای استجابت دعا اول باید بنده خدا شد.

بنده خدا شدن یعنی انسان کاملا مطیع خدا شده و تمام کار و عملش در جهت جلب رضای او باشد. و این به تمام کارهای انسان جهت خدایی می دهد. درس خواندن، تدریس، پزشکی، مهندسی، صنعت و... همه در مسیر الهی قرار می گیرد و جامعه، جامعه ای الهی می گردد.

ب) اقتصاد حلال

در حدیث قدسی نقل شده است که خداوند متعال فرمود: من استجابت دعا را در روزی حلال قرار داده ام، مردم در سروصدا و گریه دنبالش می روند و به آن نمی رسند.

کسب روزی حلال، خود مقدمه اصلاحات گسترده ای در زمینه های اقتصادی و غیراقتصادی خواهد شد. گرانقروشی و کم فروشی و ربا و... به فراموشی سپرده شده و انسان برای کسب لقمه حلال سعی خواهد کرد که غش را از کار و... خالی نموده و در برابر حقوقی که از بیت المال می گیرد به نحو احسن کار انجام دهد. راننده تاکسی و... همه افراد با اصلاح کسب خود هم اصلاحات اقتصادی انجام داده و هم کار خود را به سوی اصلاح پیش خواهند برد.

منشأ بسیاری از مفاسد و گناهان در جامعه مسئله پول و اقتصاد است. ایجاد بازار ربا، کلاهبرداریهای آنچنانی، اختلاس، رشوه و... که چهره جامعه را سیاه نموده است، علت اصلی آن اقتصاد است. و وقتی انسان بداند که این حربه های ناسالم تأثیر منفی بر روند کار معنوی او دارد و آن را ترک کند تا لقمه حلالی بدست آورد، ریشه اصلی این مفاسد را قطع خواهد کرد.

ج) ترک گناه

دعای انسان گنهکار مستجاب نمی گردد. حضرت موسی علیه السلام از راهی می گذشت. مردی در حال سجده بود و دعا می کرد. حضرت رفت و برگشت و دید هنوز در حال سجده است و دعا می کند. عرض کرد: خدایا اگر من بودم دعایش را مستجاب می کردم. وحی آمد ای موسی، اگر تا آخر عمر در سجده باشد دعایش را مستجاب نمی کنم چون اهل گناه است.

لذا انسان برای استجابت دعایش چاره ای جز ترک گناه ندارد و این خود باعث می شود دامنه فساد و ظلم و گناه و... از جامعه جمع شده و جامعه ای سالم بوجود آید.

و پاک شدن گناه از سطح جامعه یعنی شستن تمام نابسامانی ها و کثافات از تابلوی زندگی. و آن وقت است که:

- خانواده ها، سالم خواهند شد

- جوانان و فرزندان، سالم خواهند شد

- در مدارس تبعیض بین فرزند پولدار و فقیر نخواهد بوده و دانش آموزان پاک اند

- در ادارات دیگر گناهی نیست و حق ارباب رجوع داده می شود

- فیلمهای مبتذل از جامعه پاک می شود

- بی حجابی و بدحجابی رخت برمی بندد

و...

د) اضطرار

خداوند در قرآن می فرماید: «أمن یجیب المضطر إذا دعاه و یکشف السوء». از شرایط استجابت دعا اضطرار است. رسیدن به این حالت، حالت استجابت دعا است و برای ظهور چاره ای جز ایجاد اضطرار نیست و آن هم باید ایجاد شود. معرفی امام زمان علیه السلام - فلسفه غیبت-، آثار وجود نازنین آن حضرت و ضرر هنگفتی که به مسلمین به خاطر غیبت می رسد خود ایجاد کننده حالت اضطرار است.

آیا می دانید امام زمان علیه السلام چقدر بخاطر غیبت ناراحتند؟

آیا می دانید اگر ظهور یک ساعت جلو بیفتد وضعیت بشر چقدر مطلوب خواهد شد؟

آیا می دانید تنها کسی که فقر را از دنیا جمع می کند، ظلم و بی عدالتی را بر می دارد، به انسان آزادی واقعی می دهد، به انسان کرامت و شخصیت می دهد، امام زمان علیه السلام است؟

آیا می دانید تنها با ظهور، دین در دنیا سیطره می یابد و و مدینه فاضله ایجاد می شود؟

آیا می دانید تنها با ظهور است که امنیت همه جا را می گیرد؟

اگر جواب این سؤالها دانسته شود حالت اضطرار واقعی پیش می آید و آن زمان ظهور است.

ه) فراهم کردن اسباب ظهور

در روایت نقل شده است که دعای بدون اسباب همانند تیر بدون کمان است. دعا کننده باید اسباب را نیز فراهم نماید. مثلا کسی که آرزو دارد در کنکور قبول شود باید تلاش کرده درس هم بخواند. کسی که منتظر فرج است و دعا می کند باید اسباب ظهور را هم فراهم نماید که اسباب ظهور اکثر آن مربوط به مردم است. چون علت اصلی غیبت عدم وجود انسانهای قدرشناس است. لذا برای ایجاد اسباب باید اقدامات زیر صورت گیرد:

1- ساختن فرد

افراد جامعه باید اول خویش را بسازند تا جزء یاران واقعی آن حضرت باشند. در روایت نقل شده که قدرت یاران امام زمان علیه السلام چهل برابر مردان امروزی است. این بدان معناست که یاران امام زمان علیه السلام در اکثر زمینه ها قدرتمندند. هم در زمینه علم و تکنولوژی و هم در زمینه اخلاق و تربیت فرزند و زندگی و...

2- ساختن و پرورش نیرو

انسان برای فراهم کردن اسباب چاره ای جز پرورش نیرو و هدایت دیگران ندارد و این تحرک عظیم اجتماعی بوجود خواهد آورد که هرکس به ساخت دیگری بپردازد. و جامعه تبدیل به مدرسه ای شود که همه سعی در ساخت و پرداخت هم دارند. و اینجاست که امربه معروف و نهی از منکر نیز تجلی یافته و جامعه ولائی آماده ظهور بوجود خواهد آمد.

و) ایجاد نشاط اجتماعی و کار

توکل بر خدا و امید به استجابت دعا از شرایط استجابت است. ایجاد روحیه توکل در یاران و منتظران امام زمان علیه السلام باعث قدرتمند شدن یاران و ساخته شدن یارانی شجاع، قوی و عزیز خواهد شد که به هیچ وجه زیر بار ظلم نرفته و هیچ هراسی به دل راه نداده و سایه الهی را روی سرخود ببینند.

و از سویی دیگر امید به استجابت دعا در انسان ایجاد نشاط نموده و روح او را صیقل داده و پویایی و تحرکی بزرگ برای ایجاد انقلابی عظیم بوجود خواهند آورد.

دعا از دو جهت در فرج و ظهور نقش ایفا می نماید. یکی نقش و تأثیرات دعا و دیگری فضاسازی اجتماعی و فردی و آماده کردن فضا برای ظهور.

اول؛ نفس دعا:

دعا اثرات بسیار شگرفی بر زندگی انسان و روح و روان او دارد. دعا انسان را به خدا نزدیک می نماید. او را بنده خدا می کند. به او امید و تحرک می دهد. رابطه انسان با خدا مستحکم و قوی می گردد. و آثار و فواید بسیار دیگری که در این مقاله نمی گنجد. اما آنچه مهم است اثرات دعا بر فضاسازی جامعه برای آمادگی ظهور است که بدان می پردازیم.

دوم؛ فضاسازی فردی و اجتماعی:

دعایی که مورد نظر امام زمان علیه السلام است دعایی است که قابل اجابت باشد و الا دعاهای بی روح و بی محتوا تأثیر آنچنانی برای فرج ندارد.

لذا دعا کننده باید اول خویش را به درجه اجابت دعا برساند سپس دعا نماید. و آماده کردن شرایط دعا خود موجب آماده شدن شرایط ظهور می گردد که بدانها اشاره می کنیم:

1- معنوی شدن جامعه

از آثار مهم دعا معنوی شدن جامعه اسلامی است. جامعه ای که راز و نیاز و درخواست در آن متبلور است قطعاً جامعه ای است که معنویت در آن موج خواهد زد و این برای ساخت فضای ظهور بسیار مناسب خواهد بود.

2- شرایط برای اجابت دعا

هرکس که بخواهد دعایش مستجاب شود باید شرایط استجابت را در خود فراهم نماید که هرکدام در اصلاح جامعه نقش مهمی را ایفا می نماید. این شرایط عبارتند از:

الف) بنده خدا شدن

خداوند در قرآن کریم می فرماید: «إذ سألک عبادی عنی فأنی قریب اجیب دعوه الداع إذا دعان». برای استجابت دعا اول باید بنده خدا شد.

بنده خدا شدن یعنی انسان کاملا مطیع خدا شده و تمام کار و عملش در جهت جلب رضای او باشد. و این به تمام کارهای انسان جهت خدایی می دهد. درس خواندن، تدریس، پزشکی، مهندسی، صنعت و... همه در مسیر الهی قرار می گیرد و جامعه، جامعه ای الهی می گردد.

ب) اقتصاد حلال

در حدیث قدسی نقل شده است که خداوند متعال فرمود: من استجابت دعا را در روزی حلال قرار داده ام، مردم در سروصدا و گریه دنبالش می روند و به آن نمی رسند.

کسب روزی حلال، خود مقدمه اصلاحات گسترده ای در زمینه های اقتصادی و غیراقتصادی خواهد شد. گرانقروشی و کم فروشی و ربا و... به فراموشی سپرده شده و انسان برای کسب لقمه حلال سعی خواهد کرد که غش را از کار و... خالی نموده و در برابر حقوقی که از بیت المال می گیرد به نحو احسن کار انجام دهد. راننده تاکسی و... همه افراد با اصلاح کسب خود هم اصلاحات اقتصادی انجام داده و هم کار خود را به سوی اصلاح پیش خواهند برد.

منشأ بسیاری از مفاسد و گناهان در جامعه مسئله پول و اقتصاد است. ایجاد بازار ربا، کلاهبرداریهای آنچنانی، اختلاس، رشوه و... که چهره جامعه را سیاه نموده است، علت اصلی آن اقتصاد است. و وقتی انسان بداند که این حربه های ناسالم تأثیر منفی بر روند کار معنوی او دارد و آن را ترک کند تا لقمه حلالی بدست آورد، ریشه اصلی این مفاسد را قطع خواهد کرد.

ج) ترک گناه

دعای انسان گنهکار مستجاب نمی گردد. حضرت موسی علیه السلام از راهی می گذشت. مردی در حال سجده بود و دعا می کرد. حضرت رفت و برگشت و دید هنوز در حال سجده است و دعا می کند. عرض کرد: خدایا اگر من بودم دعایش را مستجاب می کردم. وحی آمد ای موسی، اگر تا آخر عمر در سجده باشد دعایش را مستجاب نمی کنم چون اهل گناه است.

لذا انسان برای استجابت دعایش چاره ای جز ترک گناه ندارد و این خود باعث می شود دامنه فساد و ظلم و گناه و... از جامعه جمع شده و جامعه ای سالم بوجود آید.

و پاک شدن گناه از سطح جامعه یعنی شستن تمام نابسامانی ها و کثافات از تابلوی زندگی. و آن وقت است که:

- خانواده ها، سالم خواهند شد

- جوانان و فرزندان، سالم خواهند شد

- در مدارس تبعیض بین فرزند پولدار و فقیر نخواهد بوده و دانش آموزان پاک اند

- در ادارات دیگر گناهی نیست و حق ارباب رجوع داده می شود

- فیلمهای مبتذل از جامعه پاک می شود

- بی حجابی و بدحجابی رخت برمی بندد

و...

د) اضطرار

خداوند در قرآن می فرماید: «أمن یجیب المضطر إذا دعاه و یکشف السوء». از شرایط استجابت دعا اضطرار است. رسیدن به این حالت، حالت استجابت دعا است و برای ظهور چاره ای جز ایجاد اضطرار نیست و آن هم باید ایجاد شود. معرفی امام زمان علیه السلام - فلسفه غیبت-، آثار وجود نازنین آن حضرت و ضرر هنگفتی که به مسلمین به خاطر غیبت می رسد خود ایجاد کننده حالت اضطرار است.

آیا می دانید امام زمان علیه السلام چقدر بخاطر غیبت ناراحتند؟

آیا می دانید اگر ظهور یک ساعت جلو بیفتد وضعیت بشر چقدر مطلوب خواهد شد؟

آیا می دانید تنها کسی که فقر را از دنیا جمع می کند، ظلم و بی عدالتی را بر می دارد، به انسان آزادی واقعی می دهد، به انسان کرامت و شخصیت می دهد، امام زمان علیه السلام است؟

آیا می دانید تنها با ظهور، دین در دنیا سیطره می یابد و و مدینه فاضله ایجاد می شود؟

آیا می دانید تنها با ظهور است که امنیت همه جا را می گیرد؟

اگر جواب این سؤالها دانسته شود حالت اضطرار واقعی پیش می آید و آن زمان ظهور است.

ه) فراهم کردن اسباب ظهور

در روایت نقل شده است که دعای بدون اسباب همانند تیر بدون کمان است. دعا کننده باید اسباب را نیز فراهم نماید. مثلا کسی که آرزو دارد در کنکور قبول شود باید تلاش کرده درس هم بخواند. کسی که منتظر فرج است و دعا می کند باید اسباب ظهور را هم فراهم نماید که اسباب ظهور اکثر آن مربوط به مردم است. چون علت اصلی غیبت عدم وجود انسانهای قدرشناس است. لذا برای ایجاد اسباب باید اقدامات زیر صورت گیرد:

1- ساختن فرد

افراد جامعه باید اول خویش را بسازند تا جزء یاران واقعی آن حضرت باشند. در روایت نقل شده که قدرت یاران امام زمان علیه السلام چهل برابر مردان امروزی است. این بدان معناست که یاران امام زمان علیه السلام در اکثر زمینه ها قدرتمندند. هم در زمینه علم و تکنولوژی و هم در زمینه اخلاق و تربیت فرزند و زندگی و...

2- ساختن و پرورش نیرو

انسان برای فراهم کردن اسباب چاره ای جز پرورش نیرو و هدایت دیگران ندارد و این تحرک عظیم اجتماعی بوجود خواهد آورد که هرکس به ساخت دیگری بپردازد. و جامعه تبدیل به مدرسه ای شود که همه سعی در ساخت و پرداخت هم دارند. و اینجاست که امربه معروف و نهی از منکر نیز تجلی یافته و جامعه ولائی آماده ظهور بوجود خواهد آمد.

و) ایجاد نشاط اجتماعی و کار

توکل بر خدا و امید به استجابت دعا از شرایط استجابت است. ایجاد روحیه توکل در یاران و منتظران امام زمان علیه السلام باعث قدرتمند شدن یاران و ساخته شدن یارانی شجاع، قوی و عزیز خواهد شد که به هیچ وجه زیر بار ظلم نرفته و هیچ هراسی به دل راه نداده و سایه الهی را روی سرخود ببینند.

و از سویی دیگر امید به استجابت دعا در انسان ایجاد نشاط نموده و روح او را صیقل داده و پویایی و تحرکی بزرگ برای ایجاد انقلابی عظیم بوجود خواهند آورد.

عا از دو جهت در فرج و ظهور نقش ایفا می نماید. یکی نقش و تأثیرات دعا و دیگری فضاسازی اجتماعی و فردی و آماده کردن فضا برای ظهور.

اول؛ نفس دعا:

دعا اثرات بسیار شگرفی بر زندگی انسان و روح و روان او دارد. دعا انسان را به خدا نزدیک می نماید. او را بنده خدا می کند. به او امید و تحرک می دهد. رابطه انسان با خدا مستحکم و قوی می گردد. و آثار و فواید بسیار دیگری که در این مقاله نمی گنجد. اما آنچه مهم است اثرات دعا بر فضاسازی جامعه برای آمادگی ظهور است که بدان می پردازیم.

دوم؛ فضاسازی فردی و اجتماعی:

دعایی که مورد نظر امام زمان علیه السلام است دعایی است که قابل اجابت باشد و الا دعاهای بی روح و بی محتوا تأثیر آنچنانی برای فرج ندارد.

لذا دعا کننده باید اول خویش را به درجه اجابت دعا برساند سپس دعا نماید. و آماده کردن شرایط دعا خود موجب آماده شدن شرایط ظهور می گردد که بدانها اشاره می کنیم:

1- معنوی شدن جامعه

از آثار مهم دعا معنوی شدن جامعه اسلامی است. جامعه ای که راز و نیاز و درخواست در آن متبلور است قطعاً جامعه ای است که معنویت در آن موج خواهد زد و این برای ساخت فضای ظهور بسیار مناسب خواهد بود.

2- شرایط برای اجابت دعا

هرکس که بخواهد دعایش مستجاب شود باید شرایط استجابت را در خود فراهم نماید که هرکدام در اصلاح جامعه نقش مهمی را ایفا می نماید. این شرایط عبارتند از:

الف) بنده خدا شدن

خداوند در قرآن کریم می فرماید: «إذ سألک عبادی عنی فأنی قریب اجیب دعوه الداع إذا دعان». برای استجابت دعا اول باید بنده خدا شد.

بنده خدا شدن یعنی انسان کاملا

برچسب ها : اثرات , دعا

نوشته شده در 1387/12/20ساعت توسط | نظر دهيد

ریشه همه آثار معنوی اخلاقی و اجتماعی که در عبادت است در یک چیز است : یاد حق و غیر او را از یاد بردن. قرآن کریم در یک جا به اثر تربیتی و جنبه تقویتی روحی عبادت اشاره می کند و می گوید : نماز از کار بد و زشت باز می دارد. خداوند می فرماید:«اتْلُ مَا أُوحِىَ إِلَيْك مِنَ الْكِتَبِ وَ أَقِمِ الصلَوةَ إِنَّ الصلَوةَ تَنهَى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنكَرِ وَ لَذِكْرُ اللَّهِ أَكبرُ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ مَا تَصنَعُونَ (عنكبوت/45 )»: آنچه را از كتاب آسمانى به تو وحى شده تلاوت كن ، و نماز را بر پا دار كه نماز ( انسان را ) از زشتى ها و منكرات باز مى دارد و خداوند مى داند شما چه كارهائى انجام مى دهيد .در این آیه براى دلدارى و تسلى خاطر و تقويت روحيه و ارائه خط مشى كلى و جامع - به پيامبر كرده دو دستور به او مى دهد : نخست مى گويد آنچه را از كتاب آسمانى ( قرآن ) به تو وحى شده تلاوت كن .اين آيات را بخوان كه هر چه مى خواهى در آن است : علم و حكمت ، نصيحت و اندرز ، معيار شناخت حق و باطل ، وسيله نورانيت قلب و جان ، و مسير حركت هر گروه و هر جمعيت . بخوان و در زندگيت به كار بند ، بخوان و از آن الهام بگير ، بخوان و قلبت را به نور تلاوتش روشن كن . بعد از بيان اين دستور كه در حقيقت جنبه آموزش دارد ، به دستور دوم مى پردازد كه شاخه اصلى پرورش است ، مى گويد : و نماز را بر پا دار ( و اقم الصلوة ) .


سپس به فلسفه بزرگ نماز پرداخته مى گويد : زيرا نماز انسان را از زشتيها و منكرات باز مى دارد. طبيعت نماز از آنجا كه انسان را به ياد نيرومندترين عامل بازدارنده يعنى اعتقاد به مبدء و معاد مى اندازد داراى اثربازدارندگى از فحشاء و منكر است . انسانى كه به نماز مى ايستد ، تكبير مى گويد ، خدا را از همه چيز برتر و بالاتر مى شمرد ، به ياد نعمتهاى او مى افتد ، حمد و سپاس او مى گويد ، او را به رحمانيت و رحيميت مى ستايد ، به ياد روز جزاى او مى افتد ، اعتراف به بندگى او مى كند ، از او يارى مى جويد صراط مستقيم از او مى طلبد ، و از راه كسانى كه غضب بر آنها شده و گمراهان به خدا پناه مى برد ( مضمون سوره حمد ) . بدون شك در قلب و روح چنين انسانى جنبشى به سوى حق و حركتى به سوى پاكى و جهشى به سوى تقوا پيدا مى شود . براى خدا ركوع مى كند ، و در پيشگاه او پيشانى بر خاك مى نهد ، غرق در عظمت او مى شود و خودخواهى ها و خود برتربينى ها را فراموش مى كند .


شهادت به يگانگى او مى دهد گواهى به رسالت پيامبر اکرم صلى الله عليه وآله وسلّم مى دهد .بر پيامبرش درود مى فرستد و دست به درگاه خداى بر مى دارد كه در زمره بندگان صالح او قرار گيرد ( تشهد و سلام ) . همه اين امور موجى از معنويت در وجود او ايجاد مى كند ، موجى كه سد نيرومندى در برابر گناه محسوب مى شود . هنگامى كه آماده مقدمات نماز مى شود خود را شستشو مى دهد پاك مى كند ، حرام و غصب را از خود دور مى سازد و به بارگاه دوست مى رود همه اين امور تاثير بازدارنده در برابر خط فحشاء و منكرات دارد .منتها هر نمازى به همان اندازه كه از شرايط كمال و روح عبادت برخوردار است نهى از فحشاء و منكر مى كند ، گاه نهى كلى و جامع و گاه نهى جزئى و محدود . ممكن نيست كسى نماز بخواند و هيچگونه اثرى در او نبخشد هر چند نمازش صورى باشد هر چند آلوده گناه باشد ، البته اين گونه نماز تاثيرش كم است ، اين گونه افراد اگر همان نماز را نمى خواندند از اين هم آلوده تر بودند .بنابراین : نهى از فحشاء و منكر سلسله مراتب و درجات زيادى دارد و هر نمازى به نسبت رعايت شرايط داراى بعضى از اين درجات است . در دنباله آيه اضافه مى فرمايد ذكر خدا از آن هم برتر و بالاتر است ( و لذكر الله اكبر ) .


ظاهر جمله فوق اين است كه بيان فلسفه مهمترى براى نماز مى باشد ، يعنى يكى ديگر از آثار و بركات مهم نماز كه حتى از نهى از فحشاء و منكر نيز مهمتر است آنست كه انسان را به ياد خدا مى اندازد كه ريشه و مايه اصلى هر خير و سعادت است ، و حتى عامل اصلى نهى از فحشاء و منكر نيز همين ذكر الله مى باشد ، در واقع برترى آن به خاطر آنست كه علت و ريشه محسوب مى شود .اصولا ياد خدا ، مايه حيات قلوب و آرامش دلها است ، و هيچ چيز به پايه آن نمى رسد : الا بذكر الله تطمئن القلوب : آگاه باشيد ياد خدا مايه اطمينان دلها است ( سوره رعد آيه 28 ) . اصولا روح همه عبادات - چه نماز و چه غير آن - ذكر خدا است ، اقوال نماز ، افعال نماز ، مقدمات نماز ، تعقيبات نماز ، همه و همه در واقع ، ياد خدا را در دل انسان زنده مى كند . در آيه 14 سوره طه نیزاشاره به اين فلسفه اساسى نماز شده و خطاب به موسى مى گويد :« اقم الصلوة لذكرى» : نماز را بر پا دار تا به ياد من باشى . به هر حال گر چه نماز چيزى نيست كه فلسفه اش بر كسى مخفى باشد ، ولى دقت در متون آيات و روايات اسلامى ما را به ريزه كاريهاى بيشترى در اين زمينه رهنمون مى گردد :


1 - روح و اساس و هدف و پايه و مقدمه و نتيجه و بالاخره فلسفه نماز همان ياد خدا است ، همان ذكر الله است كه در آيه فوق بعنوان برترين نتيجه بيان شده است . البته ذكرى كه مقدمه فكر ، و فكرى كه انگيزه عمل بوده باشد ، چنانكه در حديثى از امام صادق (عليه السلام) آمده است كه در تفسير جمله«و لذكر الله اكبر» فرمود : «ذكر الله عند ما احل و حرم »: ياد خدا كردن به هنگام انجام حلال و حرام ( يعنى به ياد خدا بيفتد به سراغ حلال برود و از حرام چشم بپوشد ) .


2 - نماز وسيله شستشوى از گناهان و مغفرت و آمرزش الهى است چرا كه خواه ناخواه نماز انسان را دعوت به توبه و اصلاح گذشته مى كند ، لذا در حديثى مى خوانيم : پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلّم) از ياران خود سؤال كرد : «لو كان على باب دار احدكم نهر و اغتسل فى كل يوم منه خمس مرات ا كان يبقى فى جسده من الدرن شىء ؟ قلت لا ، قال : فان مثل الصلوة كمثل النهر الجارى كلما صلى كفرت ما بينهما من الذنوب» : اگر بر در خانه يكى از شما نهرى از آب صاف و پاكيزه باشد و در هر روز پنج بار خود را در آن شستشو دهد ، آيا چيزى از آلودگى و كثافت در بدن او مى ماند ؟ . در پاسخ عرض كردند : نه ، فرمود : نماز درست همانند اين آب جارى است ، هر زمان كه انسان نمازى مى خواند گناهانى كه در ميان دو نماز انجام شده است از ميان مى رود . و به اين ترتيب جراحاتى كه بر روح و جان انسان از گناه مى نشيند ، با مرهم نماز التيام مى يابد و زنگارهائى كه بر قلب مى نشيند زدوده مى شود .


3 - نماز سدى در برابر گناهان آينده است ، چرا كه روح ايمان را در انسان تقويت مى كند ، و نهال تقوى را در دل پرورش مى دهد ، و مى دانيم ايمان و تقوى نيرومندترين سد در برابر گناه است ، و اين همان چيزى است كه در آيه فوق به عنوان نهى از فحشاء و منكر بيان شده است ، و همان است كه در احاديث متعددى مى خوانيم : افراد گناهكارى بودند كه شرح حال آنها را براى پيشوايان اسلام بيان كردند فرمودند : غم مخوريد ، نماز آنها را اصلاح مى كند و كرد .


4 - نماز ، غفلت زدا است ، بزرگترين مصيبت براى رهروان راه حق آن است كه هدف آفرينش خود را فراموش كنند و غرق در زندگى مادى و لذائذ زود گذر كردند ، اما نماز به حكم اينكه در فواصل مختلف ، و در هر شبانه روز پنج بار انجام مى شود ، مرتبا به انسان اخطار مى كند ، هشدار مى دهد ، هدف آفرينش او را خاطر نشان مى سازد ، موقعيت او را در جهان به او گوشزد مى كند و اين نعمت بزرگى است كه انسان وسيله اى در اختيار داشته باشد كه در هر شبانه روز چند مرتبه قويا به او بيدار باش گويد .


5 - نماز خود بينى و كبر را در هم مى شكند ، چرا كه انسان در هر شبانه روز هفده ركعت و در هر ركعت دو بار پيشانى بر خاك در برابر خدا مى گذارد ، خود را ذره كوچكى در برابر عظمت او مى بيند ، بلكه صفرى در برابر بى نهايت . پرده هاى غرور و خود خواهى را كنار مى زند ، تكبر و برترى جوئى را در هم مى كوبد .
به همين دليل على (عليه السلام) در حديث معروفى كه فلسفه هاى عبادات اسلامى در آن منعكس شده است بعد از ايمان ، نخستين عبادت را كه نماز است با همين هدف تبيين مى كند مى فرمايد : «فرض الله الايمان تطهيرا من الشرك و الصلوة تنزيها عن الكبر ... »: خداوند ايمان را براى پاكسازى انسانها از شرك واجب كرده است و نماز را براى پاكسازى از كبر .


6 - نماز وسيله پرورش ، فضائل اخلاق و تكامل معنوى انسان است ، چرا كه انسان را از جهان محدود ماده و چهار ديوار عالم طبيعت بيرون مى برد ، به ملكوت آسمانها دعوت مى كند ، و با فرشتگان همصدا و همراز مى سازد ، خود را بدون نياز به هيچ واسطه در برابر خدا مى بيند و با او به گفتگو برمى خيزد . تكرار اين عمل در شبانه روز آنهم با تكيه روى صفات خدا ، رحمانيت و رحيميت و عظمت او مخصوصا با كمك گرفتن از سوره هاى مختلف قرآن بعد از حمد كه بهترين دعوت كننده به سوى نيكيها و پاكيها است اثر قابل ملاحظه اى در پرورش فضائل اخلاقى در وجود انسان دارد . به همین خاطر در حديثى از امام على عليه السلام مى خوانيم كه در فلسفه نماز فرمود :« الصلوة قربان كلى تقى» : نماز وسيله تقرب هر پرهيزكارى به خدا است .


7 - نماز به سائر اعمال انسان ارزش و روح مى دهد - چرا كه نماز روح اخلاص را زنده مى كند ، زيرا نماز مجموعه اى است از نيت خالص و گفتار پاك و اعمال خالصانه ، تكرار اين مجموع در شبانه روز بذر ساير اعمال نيك را در جان انسان مى پاشد و روح اخلاص را تقويت مى كند .بنابراین در حديث معروفى مى خوانيم كه امير مؤمنان على (عليه السلام) در وصاياى خود بعد از آن كه فرق مباركش با شمشير ابن ملجم جنايتكار شكافته شد فرمود : «الله الله فى الصلوة فانها عمود دينكم» : خدا را خدا را در باره نماز ، چرا كه ستون دين شما است .


مى دانيم هنگامى كه عمود خيمه در هم بشكند يا سقوط كند هر قدر طنابها و ميخهاى اطراف محكم باشد اثرى ندارد ، همچنين هنگامى كه ارتباط بندگان با خدا از طريق نماز از ميان برود اعمال ديگر اثر خود را از دست خواهد داد . در حديثى از امام صادق (عليه السلام) آمده :«اول ما يحاسب به العبد الصلوة فان قبلت قبل سائر عمله ، و ان ردت رد عليه سائر عمله» : نخستين چيزى كه در قيامت از بندگان حساب مى شود نماز است اگر مقبول افتاد سائر اعمالشان قبول مى شود ، و اگر مردود شد سائر اعمال نيز مردود مى شود ! شايد دليل اين سخن آن باشد كه نماز رمز ارتباط خلق و خالق است ، اگر به طور صحيح انجام گردد قصد قربت و اخلاص كه وسيله قبولى سائر اعمال است در او زنده مى شود ، و گرنه بقيه اعمال او مشوب و آلوده مى گردد و از درجه اعتبار ساقط مى شود .

8 - نماز قطع نظر از محتواى خودش با توجه به شرائط صحت دعوت به پاكسازى زندگى مى كند ، چرا كه مى دانيم مكان نمازگزار ، لباس نمازگزار ، فرشى كه بر آن نماز مى خواند ، آبى كه با آن وضو مى گيرد و غسل مى كند ، محلى كه در آن غسل و وضو انجام مى شود بايد از هر گونه غصب و تجاوز به حقوق ديگران پاك باشد كسى كه آلوده به تجاوز و ظلم ، ربا ، غصب ، كم فروشى ، رشوه خوارى و كسب اموال حرام باشد چگونه مى تواند مقدمات نماز را فراهم سازد ؟ بنا براين تكرار نماز در پنج نوبت در شبانه روز خود دعوتى است به رعايت حقوق ديگران .

 
9 - نماز علاوه بر شرائط صحت شرائط قبول ، يا به تعبير ديگر شرائط كمال دارد كه رعايت آنها نيز يك عامل مؤثر ديگر براى ترك بسيارى از گناهان است . در كتب فقهى و منابع حديث ، امور زيادى به عنوان موانع قبول نماز ذكر شده است از جمله مساله شرب خمر است كه در روايات آمده : «لا تقبل صلوة شارب الخمر اربعين يوما الا ان يتوب» : نماز شرابخوار تا چهل روز مقبول نخواهد شد مگر اينكه توبه كند . و در روايات متعددى ذکر شده که : از جمله كسانى كه نماز آنها قبول نخواهد شد پيشواى ستمگر است . و در بعضى از روايات ديگر تصريح شده است كه نماز كسى كه زكات نمى پردازد قبول نخواهد شد ، و همچنين روايات ديگرى كه مى گويد : خوردن غذاى حرام يا عجب و خود بينى از موانع قبول نماز است ، پيدا است كه فراهم كردن اين شرايط قبولى تا چه حد سازنده است ؟


10 - نماز روح انضباط را در انسان تقويت مى كند ، چرا كه دقيقا بايد در اوقات معينى انجام گيرد كه تاخير و تقديم آن هر دو موجب بطلان نماز ، است همچنين آداب و احكام ديگر در مورد نيت و قيام و قعود و ركوع و سجود و مانند آن كه رعايت آنها ، پذيرش انضباط را در برنامه هاى زندگى كاملا آسان مى سازد



برچسب ها : اثرات , تربیتی , نماز , فرد , جامعه

نوشته شده در 1387/12/17ساعت توسط | نظر دهيد

JavaScript Codes

JavaScript Codes